بازی فرزندانمان را به بازی نگیریم!

بازی چیست؟
فعالیت، یکی از نیازهای انسان و اساس رشد و تکامل اوست. بازی نیز نوعی فعالیت به شما می‌آید. گفته‌اند: کودک سالم خوب می‌خورد، خوب می‌خوابد، خوب هم بازی می‌کند. کودکان ضمن بازی، به فعالیت‌های بدنی، ذهنی و فکری و اجتماعی نیز می‌پردازند.
بازی را چندگونه تعریف کرده‌اند. جرسیلد می‌گوید: «بازی کودک یک کار جدّی است.» فرانک می‌نویسد: «بازی راهی است که به کودک آن‌چه را که کسی نمی‌تواند به او بیاموزد، یاد می‌دهد.» بعضی نیز بازی را زندگی کودک دانسته‌اند. به طور کلی، می‌توان گفت: بازی هر نوع فعالیتی است که فرد برای لذت بردن انجام می‌دهد، بدون این که به نتیجه نهایی آن توجه داشته باشد یا منتظر باشد پاداشی دریافت کند. فرد با کمال میل و بدون اجبار، بلکه فقط برای سرگرمی و لذت بردن، به بازی می‌پردازد. فرق بازی با کار روزانه در این است که دومی برای رسیدن به یک هدف معیّن انجام می‌گیرد، نه برای لذت بردن. از نظر کودک، فعالیت‌های آزاد، بازی شمرده می‌شوند، ولی آن‌چه را که بزرگسالان برای او تعیین می‌کنند، کار تلقی می‌کند؛ از قبیل: انجام تکالیف مدرسه، کمک کردن در کارهای خانه و …
هم‌چنین بازی یک رفتار فطری عمومی است که در همه موجودات زنده دیده می‌شود و یکی از مهم‌ترین عوامل و وسایل رشد و تکامل و یادگیری است. به عبارت دیگر، کودک بازی می‌کند تا رشد و پرورش یابد.


فعالیت و رشد عمومی کاملاً به یکدیگر بستگی دارند. میزان رشد کودک، امیال و فعالیت‌های او را تعیین می‌کند و فعالیت‌های کودک رشد او را بر می‌انگیزد. بیش‌ترین یادگیری کودک درباره خود و جهان اطرافش به وسیله بازی انجام می‌گیرد. کودک در بازی با کودکان دیگر، می‌فهمد که دیگران نسبت به او و هر یک از فعالیت‌هایش چه واکنشی نشان می‌دهند.
کودکی که از بازی می‌گریزد، به طور حتم رشدی سالم و طبیعی ندارد و احتمالاً از نوعی ناراحتی، به ویژه ناراحتی عاطفی، رنج می‌برد. بنابراین، باید فوراً به درمان او پرداخت. محروم کردن کودک از بازی، بیش از هر چیز، او را ناراحت می‌کند و چه بسا ممکن است به برخی اختلالات عصبی منجر شود؛ زیرا چنان که اشاره شد، بازی تنها وسیله طبیعی برای یادگیری و پیشرفت است. بازی نوع و میزان آموخته‌های کودک را نشان می‌دهد. از روی فعالیت‌های کودک، می‌توان به میزان هوش و اطلاعات وی پی برد. بازی همراه با حرکت و فعالیت، دلیل بر سلامت وجود کودک است. بازی برای کودکان مانند کار برای بزرگ‌سالان است؛ اما کاری است که احتیاج به آموختن ندارد. کودک سالم نمی‌تواند پنج دقیقه آرام باشد و دائماً در تلاش و بازی با چیزهایی است که می‌بیند و لمس می‌کند. گاهی در خانه به سراغ کتابخانه پدرش می‌رود و کتاب‌ها را زیر و رو می‌کند، گاهی اسباب‌بازی‌های خود را در آتش می‌اندازد تا ببیند که آیا می‌سوزند یا نه و بدین‌سان، کنجکاوی خود را مانند یک دانشمند تشنه برای رسیدن به یک حقیقت تازه یا ابتکار جدید ادامه می‌دهد. خلاصه آن که کودک به محیطی نیازمند است که بتواند «خودش باشد»؛ جایی که بتواند بدود، صدا کند، خود را بالا بکشد، فریاد بزند، بشکند و بسازد. او همه امیال خود را با بازی ارضا می‌کند.


کودک در خلال بازی، کارهایی انجام می‌دهد که به کسب مهارت و افزایش فهم منجر می‌شود، چنان که در یک سالگی، صداهای گوناگون در می‌آورد و به تکرار آن‌ها می‌پردازد و از این کار، لذت فراوان می‌برد. سپس این صداها به صورت کلماتی در می‌آیند که آن‌ها را در گفت‌وگوی خود به کار می‌برد. همین که بزرگ می‌شود، از انداختن توپ، بالا رفتن از پله و نردبان و درخت و جست و خیز و حرکت لذت می‌برد و خوش حال می‌شود و بدین ترتیب، تجارت خود را افزایش می‌دهد و نیروی پا، بازو، انگشتان و به طور کلی توان‌مندی‌های بدنی او پرورش می‌یابد. گاهی نیز دست‌های خود را کثیف و لباس‌هایش را پاره می‌کند و …
این‌گونه فعالیت‌ها کودکان نباید موجب تأسف و ناراحتی بزرگسالان شود؛ چه، این‌ها لازمه رشد و تکامل در دوران کودکی و تنها راه کسب معلومات و مهارت است و خود والدین نیز زمانی همین رفتارها را داشته‌اند.

گاهی کودک، خود را به پدر و مادرش تشبیه می‌کند و به اصطلاح، ادای آن‌ها را درمی‌آورد. بر دوش برادر بزرگش سوار می‌شود یا بر دیوار می‌نویسد. در چنین مواقعی، معمولاً بزرگسالان او را سرزنش می‌کنند، لکن اگر انصاف دهیم، این بزرگ‌ترها هستند که باید مورد ملامت قرار گیرند؛ زیرا هر گاه کودک اسبی داشته باشد که بر آن سوار شود، یا اگر تخته یا چیز دیگری باشد که بر روی آن بنویسد، در این صورت، بر دوش برادر ضعیفش سوار نمی‌شود یا در و دیوار را خراب نمی‌کند. اگر ما، والدین، مربیان و معلمان، شاد شویم از این که فرزندان و دانش‌آموزان ما ساکت و آرام باشند، حرکت نکنند، سخن نگویند و پوشاک و سر و صورتشان در تمام روز نظیف و تمیز باشد، در این صورت، این ما هستیم که نیازمندیم خود را تغییر دهیم، نه کودکان ما. زیرا ما از ایشان انتظار داریم که بر خلاف طبیعت کودکی خود عمل کنند و این کار شدنی نیست.
کودکان سالم منحصراً به یک نوع فعالیت نمی‌پردازند، بلکه از فعالیتی به فعالیت دیگر متوجه می‌شوند. بنابراین، بر ما ضروری است که از نیروی قوی بازی برای آموزش کودک استفاده کنیم، هرگز سعادت او را فدای راحتی و آسودگی خود نکنیم و شاید ایشان را، هر چند موجب ناراحتی ماست، راحتی و خوشی خود بدانیم. باید به این اصل توجه کنیم که هنگام بازی است که کودک با کمال آزادی حواس خود را به کار به کار می‌اندازد و نیروی تفکر، ابداع و اختراع خود را پرورش می‌دهد. به طور خلاصه، کودک به وسیله بازی، همه استعدادهای خود را در میدان رفتارهای بشری به کار می‌اندازد.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *